ابراهيم عاملي ( موثق )

188

تفسير عاملي ( فارسي )

مريم حلول نمايد ، پس اگر ذات مستقل نباشد چگونه ممكن است يك خاصيّت و صفت در يك وجود حلول كند و از آن جدا شود و به ديگرى حلول كند ، پس اگرچه بنام صفت ميگويند ليكن در حقيقت معتقد به اشخاص متعدّد مستقل هستند و حقيقت كفر همين است و بس ، و از همين جهت در آيه جلوگيرى از اين عقيده شده است . البتّه اگر آنها صفات متعدّد بدانند و چگونگى را در نظر داشته باشند ، ما هم آن را قبول داريم و ميگوئيم « هُوَ اللَّه الَّذِي لا إِله إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ العالم الحيّ القادر المريد » و از هر يك اين الفاظ معنى خاص ميفهميم غير از آنچه از لفظ ديگر فهميده مىشود ، و معنى تعدد صفات همين است كه ما در هر چيز تصور ميكنيم و خصوصيات مختلف درك ميكنيم ، و اين كفر نيست چون بسيار روشن است كه معنى قدرت غير از اراده است و معنى حيات غير از قدرت و اراده است ، و پس از چند سطر نوشته است : خلاصه ى مطلب اينكه در دنيا مذهبى سراغ نداريم دور تر از عقل و خرد و زشتتر از مذهب مسيحيها . روح البيان : ميگويند : مسيحيها معتقد هستند خدا داراى سه اصل و اقنوم و شخصيت است : شخصيت پدر ، شخصيت پسر ، شخصيت روح القدس . و مقصود - شان از اقنوم اول ذات يا وجود است ، و از دوم مقصود علم است ، و منظورشان از شخصيت سوم حيات و زندگى است . عبده : عقيده بتثليث و سه اصل در آفرينش از بتپرستها است كه چون مسيحى شدند در مذهب جديد خود تغيير عقيده ندادند و الفاظ و جملات مربوط به آن را با نوشته هاى يهود طورى در هم فشردند و تلفيق كردند ، كه بنياد توحيد و يكتا - پرستى را نابود كردند . علماى اروپا اين مطلب را بتفصيل بحث كرده‌اند و به - شواهد تاريخى ثابت نموده‌اند كه در اينجا بقسمتى از آن اشاره ميكنيم : موريس در كتاب آثار هند قديم نوشته است : بيشتر بتپرستهاى قديم معتقد بودند بلاهوت ثلاثى يا ثالوثى دون در كتاب خود بنام خرافات تورات و اديان ديگر صفحه 366 نوشته است : با دقّت بيشتر در اعمال و عقايد مذهبى هندىها معلوم مىشود